زیلو از کهنترین دستبافتههای ایران است؛ چنانکه برخی آن را تکامل یافته حصیربافی میدانند. زیلوها فرشهایی دورو تماما بافت شده از نخ پنبه بودهاند، ترکیبی بیپیرایه از سفیدها و آبیها بر مساحتی از نقوش سادهی هندسی. خنکای پنبه، معنویت آبی و صراحت نقوش؛ این همه، زیلو را منزلتی ویژه در میان مردمان اقلیم خشک ایران بخشیده بود؛ چنانکه آن را شایستهی عبادتگاهها دیدند. اما چه شد؟!
در این گفتار برآنیم تا از تاریخ و سرگذشت زیلو این دستبافتهی مهجور ایستاده بر مرز فراموشی بگوییم.
زیلو در متون تاریخی
از بررسی متون تاریخی سدههای اولیهی دوران اسلامی در ایران، چنین برمیاید که هنر زیلوبافی در آن زمان رونق بسیاری داشته است. یکی از قدیمیترین مستندات تاریخی درباره زیلو، کتاب حدود العالم نوشتهشده به سال ۳۷۲ هجری قمری است که در آن به وجود کارگاههای زیلوبافی در ایران اشاره شده است. همچنین، در سفرنامهی ناصرخسرو قبادیانی که به سال ۴۸۱ هجری قمری نگاشته شده، از زیلو و فراوانی کارگاههای زیلوبافی در ایران یاد شده است.
با این وجود، محققان بر این باورند که قدمت زیلو و اسلوب پیچیدهی بافتش به پیش از این دوران بازمیگردد و تاریخی بیش از ۱۱۰۰سال برای آن قابل تصور است. این فرضیه به دلیل پیشرفتها و شهرت گستردهای که این هنر در سدههای اسلامی پیدا کرده بود، میتواند قابل قبول باشد.
نمونههای تاریخی زیلو
از قدیمیترین نمونههای موجود زیلو، میتوان به تکه زیلوی نوشآباد اشاره کرد. این زیلو که توسط استاد علی نوشابادی در نیمهی اول سدهی هشتم هجری قمری بافته شده است، امروز در موزهی آرمیتاژ روسیه نگهداری میشود و نقشی شبیه زیلوهای صف دارد. همچنین زیلوهای خانقاه بیداخوید با کتیبههای ۹۲۷ و ۹۳۰ هجری قمری از دیگر نمونههای تاریخی موجودند. نیز تکه زیلوی مسجد شاهولی تفت با کتیبهی ۹۶۳ هجری قمری که در موزهی اسلامی قاهره نگهداری میشود.
بایستی اشاره شود به زیلوی مسجد جامع میبد، که برخی آن را قدیمیترین نمونهی موجود دانستهاند؛ اما خوانش تاریخ آن محل مناقشه بوده است، برخی آن را ۸۰۸ و برخی ۱۱۸۸ قرائت کردهاند.
نمونههای بسیار دیگری از زیلوهای نفیس و تاریخدار موجود است که بخشی از آن در موزهی زیلوی یزد در کاروانسرای شاهعباسی میبد گردآوری شده است.
زیلو در اماکن مقدس
زیلو در آن روزگاران، اگرچه به عنوان فرش نیز در خانهها مورد استفاده بوده است، اما پربسامدترین کاربرد را در مساجد، تکایا، حسینیهها و خانقاهها داشته است. به واسطهی خلوص پرمعنای این دستبافته، که حاصل سادگی نقوش و حضور حداقلی رنگهاست، نیز به سبب خنکی پنبه، زیلوها انتخاب مناسبی برای فضاهایی با روح معنویت، به ویژه در مناطق کویری بودهاند.
این بافتهها همواره منقش به نقوش هندسی ملهم از آجرکاری و کاشیکاری بودهاند و از پنبهی خالص محدود به دو رنگ سفید خام و آبی رنگرزی شده با گیاه نیل بافت میشدهاند. زیلوها در ذات، هنری مینیمال و سادهگرا بودهاند. چنین بیپیرایگیای با فضای معنوی مساجد آن دوران، با آبی کاشیها و نقشبندی آجرها بسیار همخوان بوده است. این هماهنگی در هنر آن دوره نمایانگر پیوند عمیق معنوی میان دستبافتهها و معماری و به طور کلی وحدت هنر ایرانیست.
کتیبهنگاری در زیلو
از ویژگیهای برجستهی زیلوها، به سبب کاربرد ویژهشان در اماکن مذهبی، وجود کتیبههای تاریخی بر روی آنهاست. این کتیبهها مشتمل بر تاریخ وقف، نام واقف، نام بافنده و متن مشروط وقف به خط نسخ یا کوفی بوده است. کتیبهنگاری نه تنها به عنوان بخشی از طراحی زیلو به کار میرفت، بلکه به نوعی زیلو را به یک سند تاریخی تبدیل میکرد که اطلاعات ارزشمندی درباره جامعه و دوران خود به دست میداد.
برای مثال، ایرج افشار در کتاب “یادگارهای یزد” که در سال ۱۳۴۸ خورشیدی منتشر شد، به زیلویی اشاره میکند که در مسجد جامع میبد یافت شده و تاریخ آن به سال ۸۰۸ هجری قمری (یا شاید ۱۱۸۸ هجری قمری) بازمیگردد. او مینویسد: یک قطعه زیلوی وقفی کهنه در صحن ایوان پهن است، به اندازه ۷/۴۰*۳/۱۴ متر که نقش ۲۴ سجاده در آن بافت شده است و دارای کتیبهای به این مضمون است:
_”وقف صحیح شرعی نمود جناب ستوده آداب، حاج الحرمین الشریفین، حاجی عبدالرشید خلف مرحوم عبدالعلی میبدی این زیلو را بر پلیثه تحت قبه مسجد جامع مزبور، بیرون نبرند مگر در شبستان مسجد مزبور برند. تحریرا فی شهر ربیعالثانی سنه ۸۰۸، عمل استادعلی بیدک ابن حاجی میبدی.”_
این زیلوی تاریخی اکنون در موزهی زیلوی یزد نگهداری میشود.

قابل اشاره است که، از آنجا که در زیلو، نقشها با جابهجایی چلهها پدید میآیند، کتیبه نگاری فرایندی پیچیده با محاسبات خاص ذهنی بوده است. از این رو، زیلو هرچند به ظاهر یک فرش نخی ساده است، اما بررسی فنون و تکنیک بافت نشان از دشواری اسلوب و فرهنگ غنی پنهان در پس آن دارد.
احیای زیلو، فراموشی و حیات مجدد
چنانکه شرح آن رفت زیلوها روزگاری تقدیس میشدند و بر صحن و سرای بقاع متبرکه مینشستند و جایگاهی در خور بهویژه در میان مردمان کویر داشتند، اما چنین نماند! با ورود صنعت و مدرنیته زیلو، همچون بسیاری از هنرهای دستی، از رونق افتاد؛ اگرچه در سرگیجهی چرخ گردون روزگار زنده ماند و شیوهی بافت پیچیدهاش از پدران برای پسران به میراث ماند. در گذر ایام و در تقلایی برای بودن، زیلوها رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفتند؛ رنگهای تازهای به سفیدها و آبیها افزوده گشت و کتیبهنگاری که زمانی بخش مهمی از این هنر بود، محدودشد و یا به کلی از میان رفت. با این حال، زیلو هرگز نتوانست به جایگاه سابق خود بازگردد و تا آستانهی فراموشی پیش رفت.
عجیب آنکه با وجود پیشینهی غنی و هویت فرهنگی مستقل، زیلو به عنوان دستبافتهای ایرانی، سادهگرا، گیاهمحور و کتیبهدار در میان محققان و مجموعهداران غرب و شرق بسیار مهجور ماند و حتی نادیده گرفته شد؛ چنانکه گفته میشود در جریان مرمت آرامگاه شاه نعمتالله ولی در ماهان کرمان، زیلوهای نفیس حرم همراه با نخالههای بنایی معدوم شد.
خوشبختانه، در سالهای اخیر، دوستانمان در یزد چنین سرنوشت غمباری را برای زیلو برنتابیدند و به بازگرداندن زیلو به جایگاه شایستهاش همت گماشتند. روناس نیز به نوبهی خود، با تولید نسخههای معاصر زیلو و حفظ اصالت آن، در این مسیر گام برداشته است. باشد که همه با هم از فراموشی در امانش بداریم، با احترامی عمیق به پدران سادهدل هنرمندان و برای خیر مردم جهان.
با ما در این مسیر زیباییشناسی همراه شوید و در گالری آنلاین ما، روایت تازهای از هنر اصیل زیلو را ببینید که با طراحی مدرن درآمیخته و داستانی از اصالت و سادگی برای خانههای امروز خلق کرده است.
در این نوشتار بهرهها بردهایم از نظرات استادان:
- ایرج افشار در کتاب یادگارهای یزد، ۱۳۷۴ش
- جواد علیمحمدی اردکانی در پژوهشی در زیلوی یزد، ۱۳۸۶ش
- محمدرضا غیاثیان و محمد مشهدی نوشابادی در مقالهی زیلوی نوشآباد، ۱۴۰۰ش

