About Us
این داستان بازخوانی یک اثر هنری بر مرز فراموشیست...
رسالت روناس
در روناس زنده داشتیم فرشهای سادهگرای پنبهای را که روزگاری پدرانمان بر خلوصش نماز میبردند و خلق کردیم فرشهایی برای امروز، که به واسطهی بیپیرایگیشان هر فضایی را غنایی زیباشناسانه میبخشند. برای خاطر جهان و مردمانش از دیروزها تا فرداها...
داستان روناس
هنر زیلوبافی صدها سال زنده ماند، از تندباد حوادث دوران گذشت، نسل به نسل و به امروز رسید؛ ساده و بیپیرایه، بیتکلف و بیادعا
و مرا اندازه کرد که سالها پریشاناحوال پی چیزی میگشتم و نمییافتم.
فریده دهقانی؛ دانشآموختهی رشتهی فرش دانشگاه هنر یزد ۱۳۸۷ و مدیریت کسب و کار دانشگاه شهید بهشتی تهران ۱۳۹۱ و فعال در کسوت طراح فرش تا به امروز.
در جستجویی مشتاقانه در هنر پرشکوه ایران و به یمن اقبال، با دستبافتهای مهجور از دل کویر آشنا شدم و کارگاهی که مدتها پیش از من چراغ این هنر را روشن میداشت و استادکارانی که تنها به سبب عشق مسیحای آن بودند.
زیلو؛ که از کهنترین دستبافتهها بود، چنانکه محققان قدمتی بیش از ۱۱۰۰ سال بر آن متصور شدهاند. زیلوها، به سبب همخوانی عمیقشان با معماری ایرانی به ویژه در شهرهای کویری، روزگاری بخش جداناپذیر فرهنگ عامه بودند، اما با ورود صنعت و مدرنیته به عقب رانده شدند و تا مرز فراموشی رسیدند.
آنچه در مواجهه با این هنر مرا به خود میخواند، ویژگیهای منحصر به فردی بود که زیلو را به طریقی از سایر بافتهها متمایز میکرد، یک دستبافتهی دورو که تماما از منشا گیاه بود و در ذات، و نه به صورت تحمیلی، هنری مینیمال محسوب میشد و عجیب آنکه، با وجود چنین هویت مستقلی، هرگز به جایگاهی درخور در میان همتایانش در فرش ایران، دست نیافته بود.
چنین فقدانی، نقطه آغازین تولد روناس بود؛ پس دستی به دست سنت هنرمند زیلوباف و دست دیگر به دست مدرنیته طراح داخلی سپرده و به احیای این هنر در قالبی معمارانه، مدرن و منحصر به فرد همت گماشتیم.
آنچه پیش روی شماست، نسخهی بازخوانی شده از یک اثر هنری ایستاده بر مرز فراموشیست.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید...
